السيد موسى الشبيري الزنجاني
4292
كتاب النكاح ( فارسى )
متكلم كه گفته است لا تكرم زيداً آيا زيد عالم است تا تخصيص بر أكرم العلماء باشد يا مرادش زيد جاهل است تا او تخصّصاً خارج باشد ، مرحوم شيخ انصارى و مرحوم آخوند هر دو مىگويند به اصالة العموم و تطابق مراد استعمالى با مراد جدى تمسك و حكم به عدم تخصيص مىشود . بنابراين زيد عالم واجب الاحترام مىباشد . « 1 » اما اگر تنها يك نفر معيّن به نام زيد بود و حكم عدم لزوم احترام وى معلوم باشد ولى ما نمىدانستيم آيا او عالم است تا لا تكرم زيداً تخصيص أكرم العلماء باشد يا جاهل است تا او تخصّصاً خارج باشد ، مرحوم شيخ در اينجا نيز به اصالة العموم تمسك كرده و حكم به تخصّص و جاهل بودن زيد مىكند . نتيجه اين مبنا در مورد لزوم احترام نيست ، چون حكم عدم لزوم احترام معلوم است بلكه در اين است كه زيد به ديگر احكام جاهل ، محكوم و احكام ديگر عالم از او سلب مىشود . به اين تقريب كه مقتضاى عكس نقيض قضيه ، خروج آن فرد بالتخصص است چون مفاد أكرم العلماء چنين است : كل عالم يجب اكرامه و عكس نقيض آن مىشود : كل من لم يجب اكرامه فليس بعالم اگر اين كبرى را به صغرايى كه از لا تكرم زيداً استفاده شده كه : زيد لا يجب اكرامه ضميمه كنيم ، نتيجه مىگيريم كه زيد ليس بعالم . « 2 »
--> ( 1 ) - ( توضيح بيشتر ) حال آيا با تمسّك به اصالة العموم مىتوان از « لا تكرم زيداً » رفع اجمال كرد و مراد از زيد را در اين جمله زيد جاهل دانست ؟ بحث ديگرى است كه از محلّ كلام بيرون است . آنچه استاد - مد ظله - بر آن تكيه دارند اين است كه شمول « أكرم العلماء » نسبت به زيد عالم با توجه به اصالة العموم در اين فرض آشكار است ، امّا حكم زيد جاهل چيست ؟ بحثى ديگر است . ( 2 ) - ( توضيح بيشتر ) ممكن است استدلال فوق را به شكل ديگرى تقريب كرد و آن اين است كه مفاد « لا تكرم زيداً » و « اكرم العلماء » چنين است : زيد لا يجب اكرامه . كل عالم يجب اكرامه . اين دو قضيه ، قياسى از نوع شكل دوم تشكيل مىدهند كه شرائط انتاج ( كلية كبرى ، اختلاف دو مقدمه در سلب و ايجاب ) در آن محفوظ است . لذا بايد چنين نتيجهاى از آن گرفته شود : زيد ليس بعالم . ولى بايد دانست كه روح اين استدلال همان استدلالى است كه استاد - مد ظله - در متن فرمودهاند ، چه شكل دوم قياس با بازگشت به شكل اول نتيجه مىدهد و بازگشت آن به شكل اول ، از طريق عكس نقيض كبرى مىباشد ، بنابراين بحث استاد - مد ظله - دقيقاً اين استدلال را هم شامل مىگردد .